أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

386

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

روال پيش ، روابط خويش را با مكه از سر گرفتند . آن روال چنين بود كه در مكه براى آنان دعا مىشد و در برابر تأييد امير جديد ، هدايا و كمك‌ها را مىگرفتند و فرمان رسمى براى توليت امير نوشته شده ، براى قاضى و خطيب و ائمه و مؤذنان و فراش‌ها و خدام و ديگر نيازمندىهاى حرم از شمع و روغن ، به صورت سالانه حقوق مىفرستادند . وضعيت سياسى در دوران چراكسه امور چنين مىگذشت تا آن كه روزگار مماليك ترك به سر آمد و مماليك چركس وارث آنان گشتند . احمد بن عجلان شريف وقت مكه دريافت كه مىبايد ادامهء روابط خود را با حكومت جديد داشته باشد . به همين دليل ، نمايندگان خود را براى تبريك و بردن هدايا و تأييد اين كه روابط بر اساس همانچه در دورهء مماليك بوده باقى است ، به مصر فرستاد . آنان نيز تأييد كردند و فرمان تأييد امارت مكه را به همراه چيزهايى كه سالانه فرستاده مىشد ، فرستادند . روابط چراكسه با مكه بر همين اساس براى سالها ادامه يافت . پس از آن نفوذشان گسترش يافت و بر مقدّرات اين شهر تسلط يافتند و مستقيماً به عزل و نصب اشراف پرداختند ، جز آن كه اشراف چندان به اين قبيل فرمان‌هاى امارت كه از چراكسه مىرسيد ، پايبند نبودند ، زيرا برخى از آنان ، با نيروى نظامى ، امير منصوب از طرف چراكسه را بيرون كرده ، جايش را مىگرفتند . چراكسه هم فرمان تأييد سابق را فراموش كرده ، خصم پيروز را با فرمانى جديد تأييد مىكردند . آنان يك بار شريف پيشين ، يعنى بركات را در مصر زندانى كردند تا برادرش حميضه از شرّ او در امان بماند . وقتى بركات از زندانش گريخت و توانست به زور مكه را تصرّف كند و اين بعد از آنى بود كه برادرش را از آن‌جا بيرون كرد ، چراكسه در تأييد او بخل نورزيده و عطيفه [ حميضه ! ] را فراموش كردند . گاه چراكسه ، اميرى را عزل مىكردند ، اما خواست آنان رد مىشد . ديديم كه حسن ابن عجلان عزل خويش را برنتافت و مقابل امير الحاج مصرى به مقاومت مسلحانه